به گزارش قدس آنلاین، محسن چاوشی که تاکنون چندین قطعه با مدح و مضمون حضرت علی(ع) منتشر کرده است، همزمان با روز پدر قطعه «یا مولا» را با صدای خودش در صفحه شخصیاش منتشر کرد و نوشت: «یا علی حق با حضرتتان بود؛ تا دنیا دنیاست فتنه و دشمنی خناسان هرگز دست از سر شما و محبّانتان برنمیدارد اما راه حق همیشه روشن است: «علی؛ مولود کعبه...»
اما انتشار این قطعه با حاشیهای در صدا و سیما همراه شد. حباب عظیمی؛ گوینده خبر در جریان معرفی قطعه «یا مولا»ی چاوشی در شبکه چهار ناگهان شروع به خواندن کرد؛ اتفاقی که بسیاری از مخاطبان در نگاه اول تصور کردند محصول هوش مصنوعی است، اما خیلی زود مشخص شد ماجرا واقعی است.
ویدیوی پخش این آواز زنده از تلویزیون که بسیار کوتاه بود به سرعت در فضای مجازی پُربازدید شد و این رفتار گوینده خبر با موجی از شوخی، کنایه و تحلیل همراه شد؛ برخی آن را بعد از نشان دادن آلات موسیقی در برنامه «برمودا» ی شب یلدا نشانهای از تغییرات تدریجی و ناگهانی در صداوسیما دانستند و برخی دیگر از «ضربهکاری» به کارنامه هنری محسن چاوشی نوشتند. حتی بعضی رسانههای موسیقی تیتر زدند: صدای زنان در شبکه ۴ برای خوانندگی آزاد شد و ممنوعیتی ندارد...!
صدا و سیما با انتقادهای بسیاری روبروست. این رسانه با وجود تلاشهای بسیار هنوز نتوانسته به دوران اوجش برگردد که یکی از مهمترین دلیل افول آن مهاجرت بزرگان و اعاظم آن است. اگرچه مسوولان و معاونانش در نشست های خبری و هر زمانی که فضای اطلاع رسانی مهیا بوده با صدای بلند اعلام کردهاند آغوش تلویزیون برای همه باز است و تعدادی از پیشکسوتان هم به این ندا پاسخ دادهاند و بازگشتهاند اما به نظر میرسد تلویزیون هنوز هم دچار خطاهای ساختاری و محتوایی بسیاری است که در نبود همین بزرگان ایجاد شده است.
تلویزیون در رخدادهای مختلف که نیاز به دیده شدن دارد هنوز دست و پایش را گم میکند و نمیتواند مدیریت لازم را داشته باشد. گافهای متعدد، مدیران فعلی این رسانه را به این باور رسانیده که قهر نخبگان و پیشکسوتان در بلند مدت توانسته تاثیر مهیبی بر ارکان و بدنه یک سازمان وارد کند همچنان که قهر و مهاجرت نخبگان آسیب های جدی را به بدنه کشور وارد کرده است؛ آسیبهایی که به راحتی التیام نمییابد و زخمهایی ایجاد میکند که به راحتی درمان نمیشود.
اما رسانهای در حد و اندازههای تلویزیون چه پشتوانهای مهمتر از مردم و مخاطبش دارد پس تلویزیون چارهای ندارد جز آنکه تلاش کند مخاطبش را بازیاید. مخاطب هم به اعتبار چهرهها پای یک رسانه مینشیند پس تلویزیون باید شرایطی فراهم کند تا چهره هایش را بازگرداند و البته که هنوز این شرایط هنوز مهیا نشده است. این جا نمیخواهیم از چهرههای دوست داشتنی نام ببریم که در چند سال گذشته از تلویزیون کوچ کردهاند و هنوز باز هم نگشتهاند چون علاوه بر تکرار مکررات فهرست طولانی خواهد شد فقط خوب است همه ما نگاهی به پلتفرم ها بیندازیم تا متوجه شویم نهالهایی که در تلویزیون رشد کردهاند حالا کجا میوه میدهند.
برگردیم به اتفاقی که در شبکه چهار رخ داد. حباب عظیمی، گوینده با تجربهای است و احتمالا خواسته با مقدمه خبرش با مخاطب ارتباط لطیف و راحتی ایجاد کند اما مثل اینکه نمیداند به قول حضرت حافظ «هر سخن وقتی و هر نکته مکانی دارد» و این روزها هیچ کس دل و دماغ خوشمزگی های خارج از قاعده صدا و سیما را ندارد آن هم از گوینده خبر شبکه چهار!
احتمالا افراد با تجربه (اگر بزرگی مانده باشد) باید این مساله را به گوینده خبر تذکر میدادند که یک مجری، یک خبرنگار و هر کسی که رسانهای در اختیار دارد و قرار است از تریبون آن با مخاطبش حرف بزند پیش از داشتن اخبار دست اول باید احوالات جامعهاش را بشناسد و به فراخور حال و روح افراد یک جامعه و موضوع خبر درباره آن خوشمزگی کند و گاهی پیاز داغش را هم زیاد کند. غیر از این، خروجی کار همین میشود که عدهای با دیدن این ویدئو نه تنها راغب به شنیدن قطعه چاوشی شوند بلکه به حال و روز سیمای فعلی گریه کنند حتی خنده هم نه!




نظر شما